X
تبلیغات
سفیر ولایت

سفیر ولایت

.

برای . . .

مرگ پایانی است بر تمام خوشی های این دنیا

بدان:

خواجه در ابریشم و ما در گلیم                  عاقبت ای دل همه اندر گلیم

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 1:10  توسط محسن رزمی  | 

سلام

با یاری خدا این وبلاگ با مدیریتی جدید شروع بکار خواهد کرد

منتظر باشید

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1392ساعت 22:3  توسط محسن رزمی  | 

خداحافظ دوستان

سلام

اول اینکه وبلاگ رو با اکسپلورر باز کنید برا اینکه آهنگ وبلاگ هم گوش کنید.

اگر خدا بخواد تا چند روز دیگه دوره مقدس سربازی ما هم تمام میشه. طی این چند سال که در بسیج دانشجویی بودم دوستان بسیار زیاد و عالی پیدا کردم و داشتم. تا چند روز دیگه و بعد از اتمام سربازی ما هم از بسیج دانشجویی خواهیم رفت.

فقط . . .

امیدوارم کسی از بنده چیزی به دل نداشته باشه و اگر باعث ناراحتی کسی شده ام به بزرگی خودش ببخشه و اگر نمی بخشه تا حضورا بیام و ازش معذرت خواهی کنم. امیدوارم هر جا هستید زندگیتون سرشار از رحمت خدا باشه و همیشه بسیجی بمونید.

سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن

خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خدا حافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعرشبانه

خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
نمی مانی ای مانده بی من توتنهاتو را می سپارم به دلهای خسته
تو را می سپارم به مینای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تورا می سپارم به رویای فردا
به شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تورا تا نمیرداگر چشمه واژه از غم نخشکید
اگر روزگار این صدا را نگیرد

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392ساعت 22:55  توسط محسن رزمی  | 

برای هر انکه عدالت خواه و دنبال حق است

سلام

شاید این آخرین متنی باشد که در این وبلاگ زده خواهد شد. متن زیر تماما از امام خامنه ای (مدظله العالی) خواهد بود و جوابی است به آنانکه در مقابل بسیج قد علم کردند و به قول خودشان حرف حق زدند، به آنانکه بسیج را انکار کردند، به آنانکه سعی در تضعیف بسیج داشتند، به آنانکه مدعی بودن البته دروغین، به آنانکه. . .

"در جنگ فرهنگى، در جنگ سياسى، در جنگ امنيتى، تحرك دشمن را درست نمى توان ديد. گاهى اوقات، دشمن كار را به گونه اى ترتيب مى دهد كه حرف حقى، از زبان يك نفر صادر بشود! دشمن ناحق و باطل است، پس چرا مى خواهد اين حرف حق از زبان آن شخص صادر بشود؟ چون مى خواهد پازل خودش را كامل كند. اين پازل از صد يا دويست قطعه تشكيل شده؛ يك قطعه اش هم همين حرف حقى است كه آن شخص بايد بزند تا اين پازل را كامل كند! اينجا اين حرف حق را نبايد زد. پازل دشمن را كامل نبايد كرد. در اين حد هوشيارى لازم است! بله، وارد سياست بشويد و فكرِ سياسى كنيد؛ اما بسيار هوشيار. دشمن نبايد بتواند از هيچ حركت و اظهار و موضعگيرى شما استفاده كند. اين، اصل اول و يك خط قرمز است." 

"پس شما از يك بُعد به دانشگاه و محيط دانشجوئى و درس و علم و بحث و تحقيق، و از يک بُعد به مجموعه ى سپاه وصل هستيد؛ اين يك خصوصيت ويژه است. حالا با اين دو بُعد، شما سپاهى هستيد يا دانشجو و تشكل دانشجويى؟! اين سؤال مهمى است. پاسخ اين است كه نه، شما نظامى نيستيد؛ شما دانشجو و يك تشكل دانشجويى هستيد؛ منتها يك تشكل دانشجويى كه به نقطه ى مطمئنى - كه عبارت است از همان نماد مقاومت - تكيه دارد؛ البته اين تكيه گاه، تحرك او را محدود نمى كند، دست و پاى او را نمى بندد، كار علمى او را محدود نمى كند، هويت او را نظامى نمى كند، اما به او ذخيره اى از دستاورد تجربه ى جهادى و انضباط ناشى از اين تجربه مى بخشد؛ اين به نفع تشكل دانشجويى است: از خيرش استفاده مى كنيد، اما نظامى هم نمى شويد.
البته من بلافاصله بگويم: نظامى شدن به هيچ وجه نقطه ى ضعف نيست؛ نظامى بودن افتخار است؛ منتها شما در محيط دانشجويى، اين افتخار را نداريد؛ افتخارات ديگرى داريد. اين افتخار مال محيط نظامى است. بله ممكن است يك دانشجوى بسيجى، بعنوان بسيج فعال يا بسيج ويژه در رزمايشها هم شركت كند يا كارهاى ديگرى هم انجام بدهد و يك افتخار نظامى هم بگيرد؛ مانعى ندارد؛ اما بدنه ى بسيج دانشجوئى، نظامى نيست؛ يك تشكل دانشجويى با همان خصوصيات يك تشكل دانشجويى است. بنابراين توصيه ى من اين است: دانشجو بمانيد و به ارتباط با سپاه افتخار كنيد. نظامى نيستيد - نظامى بودن يك افتخار است؛ آنهم نظامى اى كه عضو سازمان نظامى سپاه باشد - اما اگر كسى نظامى شد، اين براى او يك افتخار است؛ كسى هم نخواست، اجبارى ندارد."

" بنده كه عرض كردم اتحاد ملى، خوب، اتحاد ملى براى شما دانشجويان بسيجى از همين بسيج خودتان شروع مى شود: اتحاد سازمانى و تشكيلاتى. نگذاريد شما را تكه تكه و پاره پاره كنند."

۳۱/۲/۸۶   دیدار با اعضا بسیج دانشجویی سراسر کشور

 

" انكار بسيج، انكار بزرگترين ضرورت و مصلحت براي كشور است. ما در ميدان جنگ هم اگر بسيج را نداشتيم، كُميتمان لنگ بود.در دوران بعد از پايان جنگ هم اگر بسيج نمي‏بود و اگر امروز هم نباشد، كميت اين انقلاب و اين نظام و همه حركت‌هاي سازنده اين كشور لنگ است. انكار بسيج و بي‏احترامي به آن يا نابخردانه است يا خائنانه تا زماني كه براي اين كشور امنيت لازم است و تا وقتي كه اين كشور و اين ملت به امنيت احتياج دارد - يعني هميشه؛ چون هميشه احتياج به امنيت هست - به نيروي بسيج، به انگيزه بسيجي، به سازماندهي بسيجي و به عشق و ايمان بسيجي احتياج هست."

6/10/ 78   ديدار با گروه كثيري از سپاهيان و بسيجيان در مشهد

 

" بسیج سیاسی است اما سیاست‌زده، سیاسی‌كار و جناحی نیست. بسیج مجاهد است اما بی‌انضباط و افراطی نیست، عمیقاً متدین و متعبد است اما متحجر و خرافی نیست، بابصیرت است اما ازخودراضی نیست، اهل جذب حداكثری است اما غیور است و درباره اصول تسامح نمی‌كند، طرفدار علم است اما علم‌زده نیست، اخلاق اسلامی دارد اما این اخلاقش ریاكاری نیست، در آباد كردن دنیا فعال است اما خود اهل دنیا نیست."

  ۶/۹/۹۰    اجتماع با شكوه هزاران نفر از اقشار نمونه ی بسیج سراسر كشور

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1391ساعت 13:16  توسط محسن رزمی  | 

برای مدعیان دروغین جنبش عدالت خواهی و فعالان فرهنگی

یه سری به وبلاگ این مدعیان بزنید و شما بگین که برایشان چه می نویسید. اینان از چه می ترسند؟ یک فرد تا کجا می تواند سقوط کند؟ بی تقوایی تا کی و تا کجا؟ و . . .

اولیش رو من میگم:

امام علی (ع) می فرمایند: " چه بسیار سخنی که پاسخش سکوت است "

"                                                                                         "

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1391ساعت 20:10  توسط محسن رزمی  | 

سقوط اخلاقی مدعیان دروغین جنبش عدالت خواهی

دیروز با تنی چند از دوستان و جوانان عدالتخواه واقعی استان جلسه ای ترتیب دادیم البته بدون حضور مدعیان دروغین این جنبش.مسائل و صحبت های بجایی در این جلسه بیان شد که می خوام گوشه ای از این جلسه پربار رو خدمت شما گزارش بدم. اول اینکه افطار داشتیم البته با پول خودمون و افطار چقدر چسبید وقتی فهمیدیم که داروغه ما توانسته بی اخلاقی و بی تقوایی عده ای رو رو کنه و رسوای عالم بشن.

تو جلسه حاج محمد دوست گلم گفت چندی پیش هم جلسه ای با همین عنوان بوده تو رفتی؟ من گفتم: نه بابا ما که رو راه نمیدن. حاجی گفتش برا چی؟ گفتم اونجا جایی واسه بسیجی ها نیست اگه اخراجی بسیج هستی و حاضری ننگ عظمای اخراجی بسیج بر پیشونیت باشه برو مثل خیلی ها مقابل بسیج بایست و بعدش برو البته همه افراد درون اون جلسه اینطوری نیستن.

کربلایی رضا گفت اینا تا دیروز داشتند پشت سر همین فرماندار صفحه می ذاشتند و بهش بد و بیراه می گفتند. گفتم کی؟ گفت: سر مسئله پاره کردن عکس امام خمینی (ره)که رفتیم پیش فرماندار برای مجوز تحصن و ایشون قبول نکردند و گفتند طبق قانون 48 ساعت قبل تحصن و تجمع باید درخواست بدین، همین اخراجی های بسیج خلیج فارس بودندکه تا دلت بخواد پشت سر فرماندار حرف زدند. چطور شده که الان شدن طرفدار فرماندار؟ بهش گفتم که چی بگم والله این افراد هر کس براشون کاری کنه تا به اهدافشون برسن میشه آدم خوبه و هر کس نه، میشه آدم بده.

حاج محمد گفتش راستی چند نفر معلوم الحال علیه حاجی فرمانده دلها و قلب های جوانان واقعی عدالتخواه متن نوشتند. گفتم چی نوشتن؟ متن رو که خوند خیلی تاسف خوردم عجب تقوایی، عجب از روزه دار بودن این افراد. گفتم اگه جواب ندم فکر میکنن حق با اوناست.

چند تا سوال و نکته به ذهنم رسید که بیان میکنم:

1-      جنبش عدالت خواه جوانان البته از نوع واقعی و نه کذایی چه کسانی هستند؟ آیا بسیج و بسیجی بخصوص بسیج دانشجویی که به قول امام جمعه محترم و ولایتمدار شهرمون حضرت آیت الله صفایی بوشهری هم جوان است هم دانشجو است و هم بسیجی، نباید در این جنبش باشد؟

2-      این افراد که علیه حاج حمید نوشتند مگر چه بدی از ایشون دیدند؟ ایا همین حاج حمید نبود که به این افراد بها دادند تا به جایی برسند ولی چرا این افراد نمک به حرومی کرده و قدرنشناس شدند؟

3-      تکفیر کنندگان دیروز فرماندار چرا امروز دائم از لفظ فرماندار محترم و فرماندار عزیز استفاده می کنند؟ آیا مگر باز هم تغاری یا کاسه ای شکسته است؟(ربطش را خودتون پیدا کنید)

4-      یکی از متن های علیه حاج حمید رو یه شیرازی نوشته البته تو اون متن علیه فرمانده محترم سپاه نیز قلم فرسایی کرده که جای بسی تاسف دارد چطور یک غیر استان بوشهری عده ای جوان خام بوشهری رو به بازی گرفته و باعث شده براشون پرونده سازی هم بشه و حالا خودش رفته توی هوای خوش شیراز به ریش این افراد داره می خنده.

5-      چرا فرمانده عزیز ما یعنی حاج حمید اینهمه صبر می کنه در قبال بی تقوایی ها و بی شرمی ها و نمک به حرومی ها؟ البته یک پاسخ به این سوال رو سعدی در شعر زیر داده است:

            سگی پای صحرا نشینی گزید                           به خشمی که زهرش ز دندان چکید

            شب از درد بیچاره خوابش نبرد                           به خیل اندرش دختری بود خرد   

            پدر را جفا کرد و تندی نمود                                که آخر تو را نیز دندان نبود؟

           پس از گریه مرد پراگنده روز                                 بخندید کای مامک دلفروز

           مرا گر چه هم سلطنت بود و بیش                        دریغ آمدم کام و دندان خویش

           محال است اگر تیغ بر سر خورم                            که دندان به پای سگ اندر برم

           توان کرد با ناکسان بدرگی                                  ولیکن نیاید ز مردم سگی

6-      فردی در یکی از متن هایش نوشته که معاویه ای که در صحبت های فرماندار اومده مشخصه کیست. ما هم می گوییم ما هم معاویه رو می شناسیم تازه ما علاوه بر معاویه، یزید و عمر و عاص و شمر و بنی امیه و بنی عباس و طلحه و زبیرهای زمان و دزدهایی که داروغه گرفتشان رو هم می شناسیم که اگر لب باز کنیم رسوا شوند.

7-      خدمت بادیه نشین و چاه کن عزیز هم بگویم که بله ما هم میدانیم که اگر عده ای که شما با آنها بوده اید یا هستید و یا خواهید بود علم غیب داشتند عمرا به شما فرصت جولان می دادند تا بعد از رسیدن به نون نوایی نمک به حرومی نکنید.

در پایان برای تمامی عدالت خواهان واقعی استان از خداون منان توفیق روز افزون را خواستارم و امیدوارم که بیماران عزیز بخصوص بیماران مغزی منظور شفا پیدا کنند.

والعاقبة للمتقین

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مرداد 1391ساعت 9:58  توسط محسن رزمی  | 

طلوع عشق

بنا به اختيار مفيد قدس سره در «مسارالشيعة» و شيخ بهايى رحمه الله در «توضيح المقاصد»، سبط اكبر، حضرت امام حسن عليه السّلام در پانزدهم ماه رمضان سال سوم هجرت متولّد شد.
از آن خانه‌اى كه خدا رخصت داده تا برافراشته و بلند قدر باشد و در آن نام او برده شود، پيغمبر گرامى اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم ،سّيد جوانان اهل بهشت و نوزاد عزيز اهل بيت و سِبطِ اكبر خود را در شب نيمه ماه مبارك رمضان سال سوّم پذيرا شد. وقتى ولادت نوزاد را به پيغمبر صلّى الله عليه وآله وسلّم مژده دادند؛ امواج سرور و شادمانى، دل آن حضرت را فرا گرفت؛ و مشتاقانه و با شتاب، به خانه دختر محبوبه‌اش، سيّده زنان عالميان، و داماد گرامى‌اش، امام مسلمين آمد و فرمود: يا اسما! هاتينى ابنى؛ يا اسماء! پسرم را به من بده.
پس از اين كه «اسماء» نوزاد عزيز خاندان نبوّت را به جدّ بزرگوارش داد، رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم در گوش راستش اذان، و در گوش چپش اقامه را قرائت فرمود و بدين گونه نخستين صدايى كه گوش نوزاد باآن آشنا شد، صداى آشناى جدّش، خاتم الانبياء صلّى الله عليه وآله وسلّم بود؛ صدايى كه ندا دهنده توحيد، تكبير، تهليل و نبوّت بود:
الله اكبر، الله اكبر، الله اكبر، الله اكبر. اشهد ان لا اله اّلا الله. اشهد انّ محمّداً رسول الله.
با اين كلمات و جملات، گوش دل مولود، به نغمات روحانى آشنا شده و اعماق و نهانى هاى روان او پذيراى آن گشت؛ تا زندگى وى، از آن جملات نشاط بخش روح، و توان افزاى خرد، مُلهَم باشد.
پيامبر گرامى صلّى الله عليه وآله وسلّم به حضرت على عليه السّلام فرمود: آيا اين نوزاد مبارك را نام گذارده اى؟
حضرت على عليه السّلام فرمود: من بر شما سبقت نمى‌گيرم!
هنوز لحظاتى نگذشته بود كه بشير وحى جبرييل نازل شد و فرمان خدا را به پيغمبر صلّى الله عليه وآله وسلّم رساند: «سمّه حسناً»: او را حسن نام گذار.
پيغمبر صلّى الله عليه وآله وسلّم، شخصاً براى حسن عليه السّلام عقيقه كرد: و بسم الله گفت و دعا كرد.
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مرداد 1391ساعت 13:1  توسط محسن رزمی  | 

برای . . .

امروز جایی رفته بودم و تو یه کلاسی شرکت کرده بودم

استاد شعری از امام خمینی رو خوند و منم با اون همراهی کردم ولی تو مصرع دوم من یه اشتباه کردم البته سریع متوجه شدم و به اشتباهم اقرار کردم.

تا من اشتباه کردم یه خوش خنده حراف، نیش خندی زد.

من تو این موندم کسی که خودش هزاران اشتباه کرده که اگه یکیش رو بگم کل ملت میمیرن از خنده به اشتباه کوچیکی که من کردم چرا می خنده.

البته می دونم خنده بر هر درد بی درمان دواست و شاید اون فرد هم . . .

کمی تامل کنیم و بدانیم که:

۱- اشتباه کردن امری است بشری و اقرار به اون فوق بشری

۲- خندیدن به اشتباه دیگران امری ناپسند و نکوهیده هستش

در پایان امیدوارم خدا به حق این روزهای عزیز همه بیماران بالاخص دوست عزیز خوش خنده مان را شفا دهد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1391ساعت 22:0  توسط محسن رزمی  | 

نقش شام در واقعه شریف ظهور (سرزمین شام وجنبش سفیانی)

شام در منابع تاريخ اسلام و حديث شامل مناطق سوريه فعلي و لبنان (کوهستان لبنان)و همچنين شامل اردن و چه بسا فلسطين نيز ميگردد و شام همان موقع نام دمشق پايتخت سرزمين شام بود.
روايات مربوط به شام و حوادث شخصيت هاي آن در زمان ظهور فراوان است و محور اساسي آن روايات جنبش سفياني است که بر سرزمين شام استيلاء يافته و آن را بطور يکپارچه تحت فرمان خود در مي آورد.
لشکريان سفياني،نزديک ظهور حضرت مهدي (عج)و نهضت ظهور وي نقش بسزايي دارند،بگونه اي که سفياني پس از تصفيه دشمنان خود در شام ،دست به نبرد با ترکان (روسها)در کارزار بزرگ قرقيسا مي زند. وآنگاه در عراق درگير نبردهايي با ايرانيان زمينه ساز حکومت حضرت مي شود،چنانکه وي در حجاز نيز نقش داشته و مي کوشد به منظور از بين بردن قيام حضرت مهدي (عج) نيرو هاي خود را به ياري فرمانروايي حجاز درآورد اما معجزه وعده داده شده (فرو رفتن در زمين)نزديک مکه به وقوع مي پيوندد.
به طور کلي بزرگترين جنگ هاي سفياني ،نبرد بزرگ فتح فلسطين و جنگ با حضرت مهدي (عج) است  و يهوديان و روميها در اين نبرد ، سفياني را پشتيباني مي کنند و غائله با شکست و کشته شدن سفياني و پيروزي حضرت مهدي ارواحنا فداه و آزادي فلسطين توسط آن حضرت و ورودش به قدس پايان مي پذيرد و  ما اين حوادث را با شرحي اندک ياد ميکنيم.
حوادث شام پيش از خروج سفياني:

استخراج نواري از حوادث جنبش سفياني از احاديث و روايات :
-پديد آمدن فتنه اي فراگير بين  همه مسلمانان و استيلاي روم ترک (يعني غربيها و روس ها)بر آنان

- بوجود آمدن فتنه  ويژه اي در سر زمين شام که باعث اختلاف و تنگناهاي مالي در ميان آنان مي شود.
-کشمکش و در گيري بين دو گروه اصلي قدرتمند در شام
- پديدار شدن زلزله در دمشق که بر اثر آن سمت غربي مسجد آن شهر و برخي نواحي آن ويران مي شود
- ورود نيرو هاي ايراني و غربي به سرزمين شام
- درگيري سه تن از سران بر سر قدرت در سرزمين شام: ابقع و اصهب و سفياني، و چيره شدن سفياني بر آن دو نفر واستيلاي  وي بر سوريه و اردن و يکپارچگي منطفه در تحت فرمان او

 

از پيامبر (ص)روايت شده که فرمود : قبل از ظهورحضرت مهدي (عج) فتنه اي پديد مي آيد که مردم را سخت در محاصره قرار ميدهد  پس مبادا  اهل شام را دشنام دهيد زيرا مومنان حقيقي از آن سامان هستند،بلکه شتمگران آنها را نفرين کنيد و خداوند بزودي قضا وقدر ي از آسمان مي فرستد تا آنها را پراکنده سازد بگونه اي که اگر روبهان با آنها درآويزند ، بر آنان پيروز مي گردند، آنگاه خداوند حضرت مهدي (عج) را حداقل در ميان،دوازده هزار و حداکثر در بين پانزده هزار تن بر مي انگيزد و نشانه آنها کلمه »بمبران بميران»است سه گروه پزچمداران هستند که طرفداران هفت درفش با آنان مبارزه مي کنند هيچ پرچمداري نيست مگر اينکه طمع حکومت و رياست دارد آنگاه حضرت مهدي (عج) ظهور مي فرمايد و مهرباني و دوستي و نعمت هاي مسلمانان را به آنان باز ميگرداند.(1)


از سعيد بن مسيب روايت شده که گفت : فتنه اي در سرزمين شام پديد مي آيد که ابتداي آن همچون بازي کودکان و پس از آن ديگر کارشان سامان نپذيرد و ديگر نيرويي نخواهند داشت تا آنکه ندا کننده اي از آسمان فرياد سر دهد، بر شما باد به فلاني روي آوريد و در آن حال دستي برآيد و اشاره کند(2) و بانگ آسماني ياد شده نام مهدي(عج)را مي خواند همچنين دستي که از آسمان اشاره مي کند نيز جزء نشانه هاي ظهور آمده است.


   خروج سفياني از وعده هاي حتمي خداون است از امام زين العابدين (ع) روايت شده است که فرمود:

 امر قائم از سوي خداوند حتمي است و امر سفياني نيز از جانب خداوند قطعي مي باشد و قائم ظهور نمي کند مگر پس از آمدن سفياني. (3)

برگرفته شده از کتاب عصر ظهور علامه علي کوراني، عالم و محقق شيعه در زمينه مهدويت و ظهور (اين كتاب در طول 20 سال 50 بار تجديد چاپ شده و به زبانهاي مختلفي نيز ترجمه شده است)

ان شاء الله ادامه دارد                                               نوشته شده توسط محمدجواد شاکری

پي نوشت ها:

1- بشارت الاسلام ص 183
2- نسخع خطي ابن حماد ص 93
3- بحارالانوار ج 53 ص 182

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1391ساعت 19:17  توسط محسن رزمی  | 

میلاد خوبان

لطف خدا به مردم دنيا ارائه شد           يكباره شوره زار زمين باغ لاله شد

پس كوچه هاي خاكي مشهد پر از شعف       خورشيد شهر خامنه هفتاد وسه ساله شد

ميلاد باسعادت سلاله حضرت زهرا(س)،نائب حضرت بقيه الله الاعظم،ولي امر مسلمين جهان حضرت امام خامنه اي (مدظله العالي) بر همه مسلمانان مباركباد

حضرت آیت‌الله مصباح یزدی : بنده برای هر مسئله‌ای سوگند نمی‌خورم، ولی با این حال؛ به خدا قسم، من نعمتی به عظمت نعمت وجودی مقام معظم رهبری در میان خود ندیده‌ام.

 تقوا، روشن‌بینی، بزرگواری، دوراندیشی، حکمت و...، از جمله صفاتی است که خداوند همه را یکجا در وجود مقام معظم رهبری قرار داده است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1391ساعت 7:22  توسط محسن رزمی  |